ویژگی های فرهنگی
ویژگی های فرهنگ :
از نظر هرسکوتیس فرهنگ سه ویژگی دارد :«فرهنگ عام» ولی خاص است به این معنی که فرهنگ دربین هم جوامع مشترک و عمومی وجود دارد چه جوامع کوچک بزرگ ساده یا پیچیده باشد اما هر کدام از این جوامع ضابطعه ی خویشاوندی قوانین زبان ادبیات شیوه های اقتصادی فرهنگ مخصوص به خود را دارند . بنابراین فرهنگ هر جامعه «خاص»همان جامعه است
فرهنگ متغییر: ولی ثابت است تمام پدیده های اجتماعی بنابر مقتضیات زمان مکان و مطابق نیازها و تجربیات و ...... تغییر پیدا میکند ولی این تغییر چون خیلی کند و ارام صورت میگیرد احساس نمیشود و تقریبا ثابت به نظر می اید
فرهنگ اجباری ولی اختیاری است : فرهنگ تمام حیات اجتماعی را در برمیگیرد ولی خیلی کم متوجه می شویم که چگونه روی افکار و اعمال ما تاثیر می گذارد . فرهنگ را می توانیم مهمترین منبع هویت انسان ها بدانیم چرا که وقتی از فرهنگ حرف میزنیم به روش هایی اشاره میکنیم که انسان ها به صورت فردی و جمعی در کنار هم با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و زندگی خودشان را معنا میکنند و افراد و گروه ها وصل هستند به اجزا و عناصر فرهنگی و با آنها هویت میگیرند چرا که همین اجزا و عناصر فرهنگی که نیازشان را در ممتاز بودن ادغام شدن در جمع تامین می کند در اصل میتوان گفت فرهنگ هم تفاوت آفرین است و هم انسجام بخش یعنی هر فردی وقتی زندگی را به شیوه خاصی سازمان میدهد در واقع خودش را در چارچوب دنیایی قرار میدهد که بوسیله یک سری مرزها و تفاوت های فرهنگی از دنیای های دیگر جدا میکند از دیگر ویژگی های فرهنگ پذیرش اجتماعی اکتسابی بودن و تحول پذیری را میتوان اشاره کرد .
پذیرش اجتماعی : وقتی از فرهنگ حرف میزنیم منظور این است که امری که به نوعی مورد قبول اجتماع بوده واز مقبول بودن توسط فرد فراتر رفته است. به همین دلیل هر امری هر چند هم مقدس و عالی باشد تا زمانی که مورد قبول یک گروه یا یک اجتماع نباشد امر فرهنگی محسوب نمی شوند ودر واقع میزان پذیرش اجتماعی امور قوت و ضعف انها را رقم میزند
اکتسابی بودن فرهنگ : به این معنی است که فرهنگ نه از طریق وراثت ودر قالبر الگوهای ژنیتکی بلکه از طریق یاد گیری و تعلیم و تربیت فرا گرفته میشود و از نسلی به نسل دیگر و حتی ازجامعه به جامعه دیگر انتقال پیدا میکند و همچنین اکتسابی بودن به این معنی است که انسان در پذیرش با یک فرهنگ مختار است
تحول پذیری:فرهنگ امری است که مخاطبش انسانهایی هستند که در یک نظام اجتماعی زندگی میکنند و از آنجایی که حس آدمی روحیاتش خلقیلات و افکار تغییر پذیر دارد و تاثیر پذیری که از دیگر مجموعه های انسانی که هر کدام فرهنگ خاص خودرادارد ودر نتیجه موجب می شود فرهنگ در معرض تغییر و تحول باشد
عوامل موثر فرهنگ : وقتی سخن از عوامل موثر برفرهنگ می شود منظور عواملی است که باعث پویایی ائامه حیات موجودیت و به اصطلاح نثبیت فرهنگ یا برعکس تضعیف انحطاط مرگ یک فرهنگ را بدنبال دارد
عوامل موثر برفرهنگ بر سه قسم است :
1 عوامل ذاتی (خود فرهنگ )
2 عوامل درونی (مربوط به جامعه ای که یک فرهنگ در آن وجود دارد
3 عوامل بیرونی (عوامل بیرون از مرزهای جغرافیایی )
ادبیات موضوع
توسعه فرهنگی منجربه خودباوری جامعه شده است،واین مسئله خوددرشکل گیری وهویت فرهنگی جامعه نقش مهمی را ایفاءمینماید. توسعه فرهنگی درقالب اهمیت دادن به ارزشهای محلی وملی،بایدبتواندازطریق برنامه ریزی های فرهنگی واجتماعی به نیازهای معنوی ومادی افرادجامعه خودپاسخ دهد. سیاست فرهنگی ازجمله مفاهیم مرتبط باتوسعه فرهنگی است که درچنددهه اخیربه آنتوجه شده است؛هدف این پدیده پیشرفت وپویایی نوین ونظام مندجامعه است. ازبُعددیگردرحوزه مطالعاتی توسعه فرهنگی بایدتوجه به ارتباط بین فرهنگ وتکنولوژی کرد؛غالباًتوسعه تکنولوژی مناسب بافرهنگ یکجامعه باعث رشدوآگاهی درآن فرهنگ شده است. توسعه فرهنگی به حفظ رویکردهای ملی وبومی جامعه نسبت به صنایع ودستاوردهای فرهنگی توجه میکند،که بیارتباط بامسئله تکنولوژی هم نیست.جهانگردی وتوسعه فرهنگی هم به نوعی دررشدهویتهای فرهنگی بومی وملیموثراست،بخش دیگری ازعناصرولوازمتوسعه فرهنگی جوامع ازطریق جهانگردی وگردشگری شکل میگیرد. توسعه فرهنگی ازطریق سه منبع اصلی سرمایه فرهنگی اندیشه پیربوردی و "حاالت متجسد،عینیت یافتگی،نهادینه شده" نقش موثری راایفاءمیکند.جهانی شدن زندگی افرادجوامع رابه سمت غربی گراییی به عبارتی آمریکایی شدن اشاعه میدهد.توسعه فرهنگی ازطریق تقویت فرهنگهای بومی وملی باعث این گردیده است که دربحث جهانی شدن نوعی ناهمگونی وتنوع رادردنیاارتقاءدهد.درسنجش توسعه یافتگی استانهای جامعه باید توجه به شرایط طبیعی،اجتماعی،وفرهنگی کردونوعی نظام برنامه ریزی فضایی ومنطقهای رامدنظرداشت. برای بهبودشاخصهای توسعه فرهنگی استانها،کاهش پراکندگی،باتغییردادن اولویتهای تخصیص منابع فرهنگی وامکانات وزیرساختهابه نفع استانهای محرومتر،افزایش نرخ با سوادی،گسترش آموزش عالی وتمرکززدایی ازشهرمسلط تهران و. میتوان توسعه یافتگی فرهنگی رادرایران بسط داد. باتوجه به مراتب فوق پیشنهادمیشودجهت تعیین سیاستهای راهبردی،کاربردی وتوسعه یی کشور،طرح مطالعاتی وتحقیقاتی جامع بامطالعه اکتشافی وبنیادی ازفرهنگ وساختارعملکردآن دربسترتاریخی،وضع موجود وافقهای توسعه پایداروموزون درایران تهیه وتدوین وبه مرحله اجراءدرآورد.
ابزارهای توسعه فرهنگی
امروزه مقولهای که به صورت شفاف وبرجسته توجه مدیران ومحققان رابه خودجلب کرده،مروراهمیت به فرهنگ واولویت توسعه فرهنگی است،بسیاری ازکشورهادرحالتوسعه برای بهرهمندی ازمواهب طبیعت وتوانمندیهای صنعتی وتوسع های به عنوان شایستگیهای محوری وکلیدی خودبایدفرهنگ رابه عنوان بسترو زیرساختهای اصلی جامعه وسیاستهای خوددرنظرگیرند،پس به طورکلی میتوان گفت که روندتوجه وتلاش معطوف به سیاستگذاریهادربسیاری ازکشورهایمختلف جهان درتلاش برای ایجادتوسعه فرهنگی،روندجهانیاست که البته،بنابراوضاع اجتماعی وسیاسی محلی درهرکشور،شکل متفاوتی به خودمیگیرد.
توسعه فرهنگی وتکنولوژی
دستاوردهای بشری درقالب تکنولوژی در 300 سال گذشته،تأثیرمهمی برتوسعه فرهنگ مادی جوامع گذاشته است. تکنولوژیمجموعهایازروشهاوتجربیاتوعلومعملیاستکهمردمبرایتسلطبرمحیطوحلمشکلاتمربوطبهرابطهشانبامحیطبهکارمیبرند. تکنولوژی مناسب آن است که بابنیانهای سیاسی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی جامعه ایکه ازآن استفاده میکندسازگارباشد؛تکنولوژی مناسب برای توسعه فرهنگی جامعه چندین مزیت دارد:«1- هرچه دستاوردهای بشری بانظام اجتماعی جامعه سنخیت بیشتری داشته باشد،این مسئله خودمنجربه تقویت تکنولوژی شده وموجب کاهش ازهمگسیختگی فرهنگی درجامعه گردیده است. 2- تناسب تکنولوژی بافرهنگ موجودیک جامعه آسایش مردم منطقه راتضمین میکند.» ( یونسکو،1379: 20) غالباًتوسعه تکنولوژی مناسب بافرهنگ یک جامعه باعث رشدوآگاهی درآن فرهنگ شده،هرچه تکنولوژی ودستاوردبشری درابعادمتوسط وکم هزینه برای یکجامعه تولیدشودتأثیرات منفی کمتری برزندگی فرهنگی افرادجامعه میگذارد. 2- درکشورهای فقیربه دلیل اینکه به تکنولوژی درمقیاس وسیعترکمتردسترسی دارند،به همین دلیل به سمت استفاده بهینه ازتکنولوژی مناسب گرایش پیداکرده اند.3- تکنولوژی مناسب برای حل مشکلات کشورهای درحال توسعه عامل بسیارخوبی برای کشف وابداع علمی است. به نظر "دان" هدف فرهنگی تکنولوژی مناسب درکشورهای درحال توسعه،این است که باآرزوها،فرهنگ وسنت های اجتماعی سازگارباشدوموجب ازهم گسیختگی اجتماعی نگردد.
توسعه فرهنگی وجهانگردی
یکی ازراههای گسترش توسعه فرهنگی درجوامع شناخت میراث فرهنگی وارزشهای بومی ومحلی آن جامعه است،گردشگری ازلوازم این شناخت می باشد. درتوسعه توریسم به مسئله فرهنگ توجه خاصی میشود،آثارباستانی وکهن هرکشورمعرف فرهنگ خاص همان کشوراست،این آثاردارای ارزشهای معنوی بسیارزیادی است که برای آن قوم به طوراخص وجاذبه های برای دیگران به طوراعم دارد،که درنتیجه باعث جلب وجذب دیگران جهت بازدیدوشناخت آن جاذبه هاوآثارمیگردد. درشناخت رابطه توسعه فرهنگی وتوریسم دونکته حائزاهمیت است،« یکی فرهنگ انفرادی ودیگری فرهنگ همگانی. فرهنگ انفرادی،آموزشهاومهارتهای فردی است،یعنی یک نفرباکمک مهارت واستعدادفردی خوداثری به وجودمیآورد،که درفرهنگ قوم وی اجماعتی مشخص اثر بارزوارزندهای محسوب میگردد. فرهنگ همگانی ازتکامل تریجی افکاروپیشرفت همگانی یک اجتماعی به وجودمیآید... رابطه توسعه فرهنگی وجهانگردی فقط به رابطه مردم واشیاءویاانواع فرهنگهاوآثارکهن ونظایرآن محدودنمیشود. بلکه به بسط نوعی رابطه معنوی فرهنگ که شامل آگاهی ازروشهاوکردارهاوبه طورخلاصه هنرونحوزندگی وروابط انسانی اقوام مختلف ومسافرت مردم جهت آگاهی ازآنچه که دردنیایی امروزمیگذردنقش بسیارمهم وارزندهای دربسط توسعه فرهنگی ملل مختلف ایفاءمینماید.» ( رضوانی،1374: 52)
توسعه فرهنگی برساختارجامعه ازطریق جهانگردی اثراتقابل ملاحظهای رامیگذارد،هنگامیکه ازفرهنگ به عنوان یک عامل جذب استفاده میشود،اثراتی چون"1- افزایش حمایت ازفرهنگ سنتی2-به نمایشگذاردن هویت قومی3- تجدیدحیات هنرهای سنتیو..." قابل بررسی است. هنگامیکه بین جهانگردان وساکنان تماس مستقیم صورت میگیرد،این مسئله باعث این میشودکه ازنظرتعامل فرهنگی،نمودهای منفی را ازبین برده وفرصتهای اجتماعی را افزایش یابد؛جهانگردی وتوسعه فرهنگی باعث ایجاداین عامل شده که،درمشاغل وساختاراقتصادی،ودرنقشهای اجتماعی تغییرایجادشود،این عامل موثر،فرصتهای جدیداجتماعی واقتصادی را ایجادکرده وباعث کاهش نابرابریهای اجتماعی میشود؛عامل دیگری چون توسعه تشکیلات جهانگردی درحوزه فرهنگ وگردشگری باپیامدی چون افزایش محلهای گردشگری وتفریح همراه است،عمل دیگری چون افزایش جمعیت ناشی ازتوسعه امورگردشگری باپیامدی همچون تأسیس تشکیلات بهداشتی وآموزشی برای بالابردن کیفیت زندگی همراه است.
منابع
• .شیخی،محمدتقی،1385،«جامعه شناسی توسعه»انتشارات حریر،تهران.
•گیدنز،آنتونی، 1386، «جامعه شناسی»ترجمه حسن چاوشیان،نشرنی،تهران.
•فکوهی،ناصر، 1379، « درآمدیبرانسانشناسی»نشرنی،تهران.
•قدیری معصوم،مجتبی،1379، « سیریدرمفاهیم وابعادتوسعه»مجله دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران،تهران.
•غفاری- ابراهیمی لویه،غلامرضا- عادل،1381« جامعه شناسی تغییرات اجتماعی»انتشاراتاگرا-نشرلویه،تهران.
•لهساییزاده،عبدالعلی،1382، « جامعه شناسی توسعه»انتشارات دانشگاه پیامنور،تهران.
•نظری،مرتضی،1387، « توسعه فرهنگی درایران موانع ودشواریها» www.aftab.ir/Articel،تهران.
•یونسکو،1379،«راهبردهای عملی توسعه فرهنگی»ترجمه محمدفاضلی،انتشاراتتبیان،تهران