گفت‌وگوی تمدن‌ها نظریه‌ای است در روابط بین‌الملل. این نظریه در فرم کنونی اولین‌بار توسط محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، مطرح شد. او در اصل ایدهٔ گفت‌وگو میان تمدن‌ها را به عنوان واکنشی به نظریهٔ جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون مطرح ساخت.

طبق نظریه آقای خاتمی (گفت و گوی تمدنها ) مستلزم شنیدن از سایر فرهنگها و تمدنها است و اهمیت شنیدن از سایرین اگر بیشتر از گفتن نباشد ، قطعا کمتر از آن نیست . قرن 21 باید قرن رجوع به یک نوع معنویتی باشد که انسان شرقی در کسب آن تجربه های چند هزار ساله دارد. نشاط و حیات فرهنگ اروپا مدیون نگاه انتقادی این فرهنگ به همه چیز و خصوصا” به خود این فرهنگ است، اما اکنون زمان آن فرا رسیده است که اروپا یک گام دیگر به جلو بردارد و خود را از چشم دیگری بیند. این نوع تاریک اندیشی ، بلکه تشویق این فرهنگ است به کسب تجربه های تازه و شناخت دقیق تر جغرافیای فرهنگی جهان در شرق شناسی ، مشرق زمین موضوع شناختاست و نه طرف گفتگو . برای تحقق گفت گوی تحقق واقعی میان تمدنها لازم است که شرق به جای اینکه موضوع شناخت باشد به شریک بحث و طرف مکالمه تبدیل شود. این گام بسیار مهمی است که باید اروپا و آمریکا برای تحقق طرح گفت گوی تمدنها بردارند.

 

بخشی از سخنرانی سید محمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل 1377 :

 

بیاییم در آستانه قرن بیست و یکم میلادی طرحی نو اندازیم . سخن تازه من اگر تازه باشد این جاست : همه خیرخواهان را دعوت می کنم که بیاییم یک بار از منظر فرهنگ و معنویت و اندیشه به سیاست و زندگی انسان نگاه کنیم . یا بیاییم به آزادی سیاست از سلطه زور بیندیشیم تا در سایه آن انسان را آزاد کنیم … در طرح نو گر چه از منظر فرهنگ ، معنویت و انسانیت به زندگی و سیاست نگاه شود ، ولی نمی توان از مفاهیم ارجمندی چون آزادی ، حقوق بشر ، و حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش غافل ماند ، ولی من معتقدم اگر از نگاه فرهنگ به زندگی انسان نگاه کنیم ، همه این مفاهیم عالی در عمل و زندگی واقعی انسان در جایگاه خود قرار می گیرد . بیاییم طرحی نو درافکنیم و بر پایه علم ، دین ، معنویت و فرهنگ بشر را به همزیستی ، تسامح و احترام متقابل به یکدیگر فراخوانیم . … وحدت بشر و یگانگی تاریخ انسانی علاوه بر مبدأ می تواند غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی نیست جز فرهنگ معنوی و شرط لازم آن یعنی آزادی واقعی بشر … تاریخ انسان ، تاریخ آزادی است … و با عزل نظر از همه نظام های فلسفی که کوشیده اند برای تاریخ جهت و قوانین تحول بیابند ، چون تاریخ بشر تاریخ آزادی است ، انسان آزاد از قیدهای تحمیلی استثمار و استبداد اجتماعی و نیز آزاد از زنجیر غرایز تلطیف شده حیوانی ، چون خشونت و درنده خویی ، طبق سرشت انسانی خود جانب حق و فعلیت یافتن عدالت خواهد بود و این سخن را می توان بیان دیگری در نظریه دینی معروف مهدویت دانست … به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که سال ۲۰۰۱ از سوی سازمان ملل متحد ، سال گفتگوی تمدن ها پذیرفته شود تا با این گفتگو نخستین گام های ضروری در جهت تحقق عدالت و آزادی جهانی برداشته شود .

از والاترین دستاوردهای این قرن ، پذیرش ضرورت و اهمیت گفتگو و جلوگیری از کاربرد زور ، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی و تقویت مبانی آزادی ، عدالت و حقوق انسانی است . استقرار و توسعه مدنیت ، چه در صحنه کشورها و چه در پهنه جهانی ، در گرو گفتگو میان جوامع و تمدن ها با سلایق ، آراء و نظرات متفاوت است .

اگر بشریت در آستانه هزاره و قرن آتی تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفتگو و جایگزینی خصومت و ستیزه جویی با تفاهم و گفتگو استوار سازد ، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتی به ارمغان آورده 

خاتمی در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل،ضمن آنکه خواستار تغییر اراده معطوف به قدرت ، به ارده معطوف به برابری ، احترام، گفتگو وتفاهم گردید ، تاکید کرد که جهانی شدن دموکراسی تنها راه این گفتگو است و باید مردم سالاری فراتر از سطح ملتها و کشورها برود و در عرصه بین المللی باید جامعه مدنی جهانی که اعضای آن دولتها و ملتها هستند تحقق پیدا کند . که لازمه آن برقراری تساوی و عدالت است. پس دموکراسی چه در سطح درونی و چه درسطح بیرونی ، مهمترین شرط تحقق گفتگوی تمدن هاست. دموکراسی نه فقط در سطح درونی یک ملت بلکه در عرصه بین المللی نیز باید بعنوان معیار و اساس شناخته شود و برابری و عدالت نیز نباید محدود به آن کشور و میان دولت و ملت باشد بلکه باید یک حالت جهانی پیدا کند.

 

در همین باب آقای خاتمی طی سخنرانی در دانشگاه ملی استرالیا درسال 88 نظریه خود را اینگونه مطرح میکند:

 

آنچه من پیشنهاد می کنم گفت و گو میان تمدن ها و فرهنگ ها است و در اولین گام می گویم که نمایندگان فرهنگ ها و تمدن ها ،سیاستمداران نیستند، بلکه فیلسوفان، عالمان، هنرمندان و فرهیختگانی هستند که فرهنگ و تمدن را نمایندگی می کنند. در نتیجه گفت و گو را نباید با مذاکرهکه عمدتاً میان سیاستمداران صورت می گیرد و هدف آن جلب منفعت و دفع ضرر است و در دوران ما و شاید در طول تاریخ به تحمیل خواست و منفعت طرف قدرتمند به طرف ضعیف انجامیده و اگر مذاکره به این صورت به پایان نرسیده است به جنگ انجامیده است، اشتباه کرد. همچنین گفت و گو با مباحثهکه معمولاً میان عالمان و مؤمنان بر سر مباحث علمی و اعتقادی صورت می گیرد تفاوت دارد.

امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم از همیشه وابسته تر به یکدیگریم. از این رو نیازمندتر به یک نظم اخلاق جهانی هستیم. ما باید بتوانیم پنجره دل ها و ذهن هایمان را به روی یکدیگر بگشاییم و به حرمت اجتماع جهانی و زیست بوم جهانی، فرهنگ همبستگی را پاس داریم و به کار بندیم وپرسش اساسی از همین جا آغاز می شود: با کدام مبنا و از کدام منظر می توانیم این گشودگی فرهنگی -که حاصل آن نیز گشودگی سیاسی است- را در عین تفاوت و تکثر به وجود آوریم.

 

به عقیده آقای خاتمی گفتگوی تمدن ها سیاسی نیست اما به ناچار با سیاست پیوند دارد و این پیوند از آن جهت است که گفتگوی تمدن ها ما را به تامل و تجدید نظر در سیاست هایمان وا میدارد.این گفتگو دریچه ای از همدلی و همزبانی است و در آن نشانه ای از تحقیر طرف مقابل وجود ندارد.

مقصود خاتمی این است که در همزبانی هیچ یک از دو طرف خود را در موضع قدرت نمی بینند و از موضع قدرت سخن نمی گویند.

 

بخش مهم دیگری از سخنان آقای خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل 1377:

در عرصه فکری و فرهنگی ، ما گفتگوی میان فرهنگ ها ، ادیان و تمدن ها را به جای برخورد میان تمدن ها پیشنهاد می کنیم . می توانیم فرهنگ های خودمان را داشته باشیم ، دین های خودمان را داشته باشیم ، هویت خودمان را داشته باشیم ، اما دوست باشیم ، با هم سخن بگوییم و با هم بحث کنیم . در این بحث و تبادل است که می توانیم فرهنگ های خودمان را هم کامل کنیم ، اصلاح کنیم ، بگیریم ، بدهیم و اقتباس کنیم . گفتگوی تمدن ها ، فرهنگها و دین ها به جای برخورد و ستیز آن ها با یکدیگر.

 

 

در واقع پیشنهاد خاتمی این است که می توان به دور از سیاست زدگی و با توجه به اخلاقیت و انسانیت به گفتگوی بدون تنش نشست.

چارچوب گفتگوی تمدن ها بر این موضوع تاکید دارد که با ستیز و دشمنی و کینه توزی هیچ یک از طرفین سود نخواهند برد و این گفتگو میان دین ها و فرهنگ ها و تمدن هاست که مسیر صلح را هموار و آتش جنگ را خاموش و به جهانی عاری از خشونت کمک خواهد کرد.

باید خاطر نشان کرد که پیشنهاد خاتمی گفتگو میان تمدن ها و فرهنگ هاست و نه سیاست مداران به عبارت دیگر منظور گفتگو میان فیلسوفان ، هنرمندان و فرهیختگانی می باشد که نماینده فرهنگ و تمدن آن ملت هستند.

نظریه گفتگوی تمدن ها به این مسئله معتقد است که تمدن غرب نباید یک تمدن غالب در سطح بین الملل باشد بلکه تمدن شرق نیز مدنظر است ، در واقع باید میان تمدن ها ، چه شرقی و غربی لاتین ،تمدن هند و... تعامل صورت بگیرد و نباید تمدن غرب نگاهی از بالا به پایین نسبت به دیگر تمدن ها داشته باشد ، زیرا همین نگاه از بالا به پایین بود که تفکر استعمار و استثمار را در جوامع غربی به وجود آورد و باعث بروز جنگ ها و نابرابری های بسیار گشت. 

نتیجه گیری:

 هرچند مسئله گفتگوی تمدن ها که مخاطب اصلی آن تمدن غرب است به دلیل بروز برخی مسائل مانند حملات 11 سپتامبر مسکوت و ناشنیدهباقی ماند اما باید گفت که نظریه گفتگوی تمدن ها یک نظریه اصولی و قابل اتکا و قابل اجرا در سطح روابط بین الملل می باشد و می تواند به صلح و دوستی در جامعه بین الملل کمک کند و تنش ها و تعارضات  را کم کند.

 

نظریه های فوکویاما

فوکویاما یک نظریه پرداز ژاپنی اصل است و در آمریکا زندگی می کند ار متخصص اقتصاد سیاسی و رئیس گرئه توسعه اقتصادی بین المللی دانشگاه جاتر هاپکینز و نویسنده کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان می باشد که به خاطر نظریه پردازی پایان تاریخ مشهور است.

نظریه پایان تاریخ:

نظریه فوکویاما را از آن جهت می توان در میان تئوری های ستیز جای داد که بر بنیاد نظریه هگل دموکراسی لیبزال را نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک ستیز آخرین شکل حکومت بشری و به تعبیر دیگر فرجام تاریخ می داند . پایان تاریخ از نظر فوکویاما به این معنا است که پیشرفتی فراتر در توسعه اصول و نهادهای زیر بنایی صورت نخواهد گرفت نه اینکه حوادث بزرگ اتفاق نخواهد افتاد . فوکویاما گفته است که هر کودکی که در کشورهای لیبزال به دنیا می آید اعم از اینکه غنی یا فقیر ، سیاه یا سفید باشد از حقوق شهروندی برابر برخوردار است . فوکویاما می گه داشتن مشکلاتی از جمله مواد مخدر بی خانمانی و خیانت نسبت به محیط زیست و مصرف گرایی خیلی جدی نیست که بنیاد اصول لیبرال بخواد فرو بپاشد

 

 

 

فوکویاما و اخلاق در آمریکا:

فوکویاما می گوید اخلاق در آمریکا مثل پوست تخم مرغی است که خورده به دیوار و له شده است . هر چند آمریکائیان از لحاظ مادی ثروتمند تر از هر زمان دیگر هستند اما در وصعیت وحشتناک فقر اخلاقی به سر می برند.

اندیشه های ضدشیعه یفوکویاما

فوکویاما درکنفرانسی که دراورشلیم برگزارشدبهترسیم اندیشه سیاسی شیعه پرداخت. اودراین کنفرانس که بازشناسی هویت شیعه نام داشت میگوید " شیعه پرندهایست که افقپروازش خیلی بالاترازتیرهای ماست،پرنده ایست که دوبال دارد. یکبال سبزویکبال سرخ" . "بالسبزاینپرندههمان مهدویت وعدالتخواهی اوست. چون شیعه درانتظارعدالت به سرمیبرد.

"بالسرخشیعه،شهادت طلبی است که ریشه درکربلاداردوشیعه رافناناپذیرکردهاست.

او می گوید برای پیروزی یک کشور باید میل مردم را تغییر دهیم اگر میل را نتوانیم تغییر دهیم مانند این است که آب در هاون می کوبیم

نظریه های ادوارد سعید

ادواردوادیسعیددرسال (۲۰۰۳ ۱۹۳۵)منتقدونویسنده معاصردربیت المقدس دریک خانوادةعرب مسیحی،بورژواوبسیارثروتمندبه دنیاآمد. وتحصیلاتش رادرهمان جا،قاهره وماساچوست به انجام رسانیددرسال۱۹۴۷پدرومادرسعیدبه مصرکوچکردند اما بخش بزرگی ازوابستگان آنها نیزدرکشورهای مختلف ازفلسطین تالبنان وسوریه…پراکنده شدند. سعیددر۱۷سالگی به توصیةخانواده عازم امریکاشدوتحصیلات خودرادردانشگاههای پرینستونوهاروارددررشته ادبیات تطبیقی به پایان رساند.وی به زبانهای انگلیسی،فرانسه وعربی مسلط بودواززبانهای اسپانیایی،آلمانی، ایتالیایی ولاتین نیزآگاهی داشت.

او در کتاب شرق شناسی خود انسانهای شرقی و اروپایی را مقایسه می کند و می گوید انسانهای شرقی بی منطق و محروم هستند اما انسانهای اروپایی منطقی و پخته و طبیعی هستند.

نشانه های روشنفکراز نظر سعید :

او وظیفه روشنفکر را حقیقت گویی به قدرت می داند این قدرت هر چه خواهد باشد از اقتدار رژیم های سرکوبگر و توتالیته گرفته تا قدرتی که در ورای کفتمان های مسلط و ظاهرا موجه وجود دارد

 

منابع:

ادواردسعیدو ... دیگران. (۱۳۸۴) چالشهایحقوقبشر. ترجمهفروغپوریاوری. آگه. تهران

سعیدادوارد،سعید،شرقسناسی،دفترنشرفرهنگاسلامی

سعید،ادوارد. (۱۳۸۲) نقشروشنفکر. ترجمهحمیدعضدانلو. نی. تهران

سعید،ادوارد / زندگیادواردسعید؛حمیدعضدانلو / نشرگفتوگویتمدنها.

فرانسیسفوکویاما. پایانتاریخوانسانواپسین. چاپاول. سخنکده

    منابع: 

-        مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی ،شماره 141 و 157

-        مجله پژوهش های اجتماعی اسلامی، شماره 47

-        مجله کار و جامعه شماره 28

-        مجله بخارا شماره 8

-        سایت noormags